| |||
روز سه شنبه مورخ ۳۱/۶/۸۸ همراه با مهندس رضوانی معاون سیاسی امنیتی استانداری گیلان و جمعی از مدیران با حضور در منزل شهیدان صفری و جانباز احمد قیمی گیلوائی در شهرستان رشت ، دیدار بعمل آوردیم.
در این دیدار ها نصیری رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ، نوری رئیس سازمان اقتصاد و دارائی ، دکتر متقی طلب رئیس پارک علم و فناوری ، طاهری مدیر کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان ، طاهری رئیس کانون امور بازنشستگان استان و زارع مشاور استاندار و مسئول هماهنگی امور ایثارگران استانداری ، معاون استاندار را همراهی نمودند.
شهید پرویز صفری در سال 1365 در سن 18 سالگی در عملیات کربلای دو به مقام شهادت رسید و شهید حسین صفری نیز در سال 1367 و در سن 20 سالگی در منطقه شلمچه به فیض رفیع شهادت دست یافت.
جانباز سرافراز احمد قیمی گیلوائی نیز در سال 1364 در منطقه عملیاتی قادر شمال غرب در اثر اصابت ترکش خمپاره به مقام جانبازی دست یافت.
به مناسبت هفته دفاع مقدس وصیت نامه شهید همت رو برای مطالعه دوستان گذاشتم
*اولين وصيت نامه شهيد همت:
به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين آسمان غمزده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاکم بر يک جامعه انسانها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت مکمل هاي اين جهل اند و شايد قرنها طول بکشد که انساني از سلاله پاکان زائيده شود و بتواند رهبري يک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گيرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داري که من براي يک اطلاعيه امام حاضر بودم بميرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سينه و وجود گنديده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهيد برايم دعا کنند تا شايد خدا من روسياه را در درگاه با عظمتش به عنوان يک شهيد بپذيرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهاي سازش کار و بي تفاوت و متاسفانه جواناني که شناخت کافي از اسلام ندارند و نمي دانند براي چه زندگي مي کنند و چه هدفي دارند و اصلا چه مي گويند بسيارند. اي کاش به خود مي آمدند. از طرف من به جوانان بگوئيد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخيزيد و اسلام را و خود را دريابيد نظير انقلاب اسلامي ما در هيچ کجا پيدا نمي شود نه شرقي - نه غربي؛ اسلامي که : اسلامي ... اي کاش ملتهاي تحت فشار مثلث زور و زر و تزوير به خود مي آمدند و آنها نيز پوزه استکبار را بر خاک مي ماليدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندين سال طول مي کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بيرون ببرد ولي روشنفکران ما به اين انقلاب بسيار لطمه زدند زيرا نه آن را مي شناختند و نه باريش زحمت و رنجي متحمل شده اند از هر طرف به اين نو نهال آزاده ضربه زدند ولي خداوند، مقتدر است اگر هدايت نشدند مسلما مجازات خواهند شد . پدر و مادر ؛ من زندگي را دوست دارم ولي نه آنقدر که آلوده اش شوم و خويشتن را گم و فراموش کنم علي وار زيستن و علي وار شهيد شدن, حسين وار زيستن و حسين وار شهيد شدن را دوست مي دارم شهادت در قاموس اسلام كاريترين ضربات را بر پيكر ظلم، جور،شرك و الحاد ميزند و خواهد زد. ببين ما به چه روزي افتاده ايم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشيده است ولي چاره اي نيست اينها سد راه انقلاب اسلاميند ؛ پس سد راه اسلام بايد برداشته شودند تا راه تکامل طي شود مادر جان به خدا قسم اگر گريه کني و به خاطر من گريه کني اصلا از تو راضي نخواهم بود. زينب وار زندگي کن و مرا نيز به خدا بسپار ( اللهم ارزقني توفيق الشهادة في سبيلک) .
و السلام؛
محمد ابراهيم همت
**دومين وصيت نامه شهيد همت:
به نام خدا
نامي كه هرگز از وجودم دور نيست و پيوسته با يادش آرزوي وصالش را در سر داشتم.
سلام بر حسين(ع) سالار شهيدان اسوه و اسطوره بشريت.
مادر گرامي و همسر مهربانم پدر و برادران عزيزم!
درود خدا بر شما باد كه هرگز مانع حركتم در راه خدا نشديد.چقدر شماها صبوريد.خودتان مي دانيد كه من چقدر به شهيدان عشق مي ورزيدم غنچه هايي كه(كبوتراني كه)هميشه در حال پرواز به سوي ملكوت اعلايند.الگو و اسوه هايي كه معتقد به دادن جان براي گرفتن بقا (بقا و حيات ابدي)و نزديكي با خداي چرا كه «ان الله اشتري من المومنين».
من نيز در پوست خود نمي گنجم.گمشده اي دارم و خويشتن را در قفس محبوس مي بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم(هواي نفس شيطان درون و خالص نشدن)
در طول جنگ برادراني كه در عمليات شهيد مي شدند از قبل سيمايشان روحاني و نوراني مي شد و هر بي طرفي احساس مي كرد كه نوبت شهادت آن برادر فرا رسيده است.
عزيزانم!اين بار دوم است كه وصيت نامه مي نويسم ولي لياقت ندارم و معلوم است كه هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.
از شروع انقلاب در اين راه افتادم و پس از پيروزي انقلاب نيز سپاه را پناهگاه خوبي براي مبارزه يافتم ابتدا در گيري با ضد انقلاب و خوانين در منطقه شهرضا (قمشه)و سميرم سپس شركت در خوزستان و جريان كروهك ها در خرمشهر پس از آن سفر به سيستان و بلوچستان (چابهار و كنارك)و بعدا حركت به طرف كردستان دقيقا دو سال در كردستان هستم .مثل اين است كه ديگر جنگ با من عجين شده است.
خداوند تا كنون لطف زيادي به اين سراپا گنه كرده و توفيق مبارزه در راهش را نصيبم كرده است.اكنون من مي روم با دنيايي انتظار انتظار وصال و رسيدن به معشوق.اي عزيزان من توجه كنيد:
*1-اگر خداوند فرزندي نصيبم كرد با اينكه نتوانستم در طول دوراني كه همسر انتخاب كردم حتي يك هفته خانه باشم دلم مي خواهد او را علي وار تربيت كنيد.
همسرم انسان فوق العاده ايست او صبور است و به زينب عشق مي ورزد او از تربيت كردن صحيح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پيدا كرده است .اگر پسر به دنيا آورد اسم او را مهدي و اگر دختر به دنيا آورد اسم او را مريم بگذاريد.چون همسرم از اين اسم خوشش مي آيد.
*2-امام مظهر صفا پاكي و خلوص و دريايي از معرفت است .فرامين او را مو به مو اجرا كنيد تا خداوند از شما راضي باشدزيرا او ولي فقيه است و در نزد خدا ارزش والايي دارد.
*3-هر چه پول دارم اول بدهي مكه مرا به پيگيري سپاه تهران (ستاد مركزي)بدهيد و بقيه را همسرم هر طور خواست خرج كند.
*4-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشيدن به راه شهيدان و استعانت به درگاه خداوند است تا اين انقلاب را به انقلاب حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وصل نمايد و در اين تلاش پيگير مسلما نصر خدا شامل حال مومنين است.
*5-از مادر و همه فاميل و همسرم اگر به خاطر من بي تابي كنند راضي نيستم.مرا به خدا بسپاريد و صبور و شجاع باشيد.
حقير حاج همت
پنجشنبه قم بودم این دفعه مسجد فاطمیون پیش آقای بهجت نرفتم اما تو حرم وقتی مزارش رو دیدم.....
این مطالب رو از یکی از سایتها برداشتم سخنهای آقا بهجت در مورد امام مهدي (ع) ،دنباله اش هم در ادامه مطلب هست.

لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.
*ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.
* دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

(عكس آرشيو)
گروه مشاوران جوان سازمان بنياد شهيد وامور ايثارگران استان گيلان دوشنبه مورخ12مرداد در محل سالن جلسات سازمان به رياست مهندس رحيم شوقي تشكيل جلسه داد. درابتداي اين جلسه مهندس شوقي ضمن تبريك اعياد شعبانيه دقايقي راجع به عملكرد گروه مشاوران جوان سخناني ايراد كردند . در ادامه جلسه هريك از اعضا به بيان نظرات خود پرداختند و جناب آقاي نصيري نيز طي سخنان خود با اشاره به حوزه هاي فعاليت سازمان موافقت خود را در خصوص تشكيل كارگروه هاي پيشنهادي اعلام نموده ودر پايان قرار بر اين شد كه در جلسه هفته آتي كارگروه ها تشكيل گردند

دیروز همچون هفته های گذشته به دیدار تعدادی از خانواده های شهدا رفتم
عصر روز سه شنبه ششم مرداد ماه و در هفته گرامیداشت مقام جانباز ، بستانی معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری گیلان با همراهی نصیری رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران وجمعی از مدیران استان از چند تن از جانبازان شهرستان رشت دیدار بعمل آوردند.
برسم یک سنت حسنه جاری در استان گیلان که طی آن مدیران ارشد استان به صورت هفتگی با حضور در منزل ایثارگران از آنان دیدار بعمل می آورند در این روز که مصادف بود با سالروز میلاد سیدالساجدین حضرت امام زین العابدین (ع) ، مدیران استان متشکل از آقایان زلفی نژاد مدیرکل محیط زیست ، عزیزی مدیرکل پست ، ملولی مدیر امور شعب پست بانک ، شاکر سرپرست بانک رفاه کارگران استان و با همراهی زارع مشاور استاندار و مسئول هماهنگی امور ایثارگران و مهندس شوقی مسئول مشاورین جوان سازمان در منزل جانباز سرافراز محمد حسین قربانی طالمی حاضر شدند و از ایشان و خانواده شان دیدار بعمل آوردند.
جانباز 60% قربانی طالمی در سال 1366 در جزیره مجنون در حین انجام وظیفه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به مقام جانبازی دست یافت.
جمع مدیران سپس در منزل جانباز 70% جعفر اصلاحی از ایشان دیدار نمودند.
جانباز اصلاحی در سال 1362 در سن 19 سالگی در سلماس براثر انفجار مین به افتخار جانبازی رسیدند.
و درپایان نیز مدیران استان در منزل آزاده و جانباز سرافراز احمد پستادست حاضر شدند، احمد پستا دست 8 سال و دو ماه طی سالهای 61 تا 69 در اسارت بسر می بردند و در اثر تک دشمن در منطقه عملیاتی شلمچه به مقام جانبازی دست یافتند.
خبر تکمیلی:عصر روز سه شنبه سی ام تیر ماه ، رضوانی معاون سیاسی امنیتی استانداری گیلان با همراهی نصیری رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران وجمعی از مدیران استان از یک خانواده شهید و یک جانباز شهرستان رشت دیدار بعمل آوردند.
كامل در ادامه مطلب
| |||
نخستين جلسه هم انديشي مشاوران جوان سازمان بنياد شهيد و امور ایثارگران استان گیلان عصر روز سه شنبه۱۳ /۳ /۸۸ با حضور نصیری رئیس سازمان ، شوقی مسئول مشاوران جوان و جمعی از فرزندان شهید و ایثارگر گروه مشاوران جوان سازمان برگزار گردید.
در این جلسه مهندس شوقی ضمن بیان اهداف تشکیل گروه مشاوران جوان به بیان برنامه های این مجموعه طی ماههای آینده پرداخت.
رئیس سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گیلان نیز با اشاره به شعار سال بنیاد و لزوم مشارکت جامعه هدف ،گفت : جوانان ما باید با مشکلات جامعه ایثارگری آشنایی پیدا کنند و در جهت رفع آنها، ایده های نو به مدیران بدهند.
همچنین مشارکت در دیدار از خانواده های شهدا و ایثارگران توسط گروه مشاوران جوان از تاکیدات رئیس سازمان در این جلسه بود.
نصیری همچنین تشکیل هسته های کارشناسی در گروه مشاوران جوان را خواستار شد و لزوم دست یابی به سازمان آرمانی را بازخورد های مثبت از کارگروههای تخصصی مشاوران دانست.
در این نشست تعدادی از اعضای مشاوران جوان سازمان نیز به بیان دیدگاهها و نظرات خود در جهت حرکت مطلوب و موثرتر این گروه بیان نمودند. 
سيد كريم پينه سيد كريم پينه دوز در گوشه اي از بازار تهران به پينه دوزي و پاره دوزي مشغول بود و از اين راه امرار معاش مي كرد. نامش كريم و شهرتش محمودي و چون از سادات بود، او را سيدكريم مي گفتند. بزرگمردي كه از راه توسلات مداوم هر صبح و شام به ساحت حضرت اباعبدا... الحسين (ع) به مقامي بار يافته بود كه امام زمان (ع) به طور هفتگي براي او وعده ديدار، قرار داده بود.
ولادت : حاج سید علی آقا قاضی فرزند حاج سید حسین قاضی است. ایشان در سیزدهم ماه ذی الحجة الحرام سال 1282هـ.ق. از بطن دختر حاج میرزا محسن قاضی، در تبریز متولد شد و او را علی نام نهادند، بعد از بلوغ و رشد به تحصیل علوم ادبیه و دینیه مشغول گردید و مدتی در نزد پدر بزرگوار خود و میرزا موسی تبریزی و میرزا محمد علی قراچه داغی درس خواند........
متن كامل در ادامه مطلب